خرید بک لینک
سلام مامانی می دونم خیلی دیر وقته ولی دلم نیومد این مطلب ننویسم امشب برای اولین بار مامانی بهت گفت بوسم کن و شما هم صورت مامانی را خیلی محکم بوس کردی . خیلی وقته بوس کردن بلدی ولی جز عروسکات هیچ کس بوس نمی کنی یا از راه دور بوس می فرستی آخه مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 17:39

هر زمان افطار خود با آب که وا می کنم دیده هایم را فقط از اشک دریا می کنم علت بیچاره گی ام را خودم فهمیده ام کم سحرها با خدای خویش نجوا می کنم آن قدر بیچاره هستم می نشینم روز و شب در گناه افتادن خود را تماشا می کنم جای این که مایۀ آرامش آقا شوم با معاصی خون به قلب زار آقا می کنم هی گناه و توبه و هیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

اي سرپا همه خوبي!تک و تنها به تو مي انديشم.همه وقت، همه جا،من به هر حال که باشم به تو مي انديشم.تو بدان اين را، تنها تو بدان.تو بيا؛تو بمان با من، تنها تو بمان.جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب.من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند.اينک اين من که به پاي تو در افتادم باز؛ ريسماني کن از آن موي دراز؛ تو بگير؛ تو ببند؛ تو بخواه. پاسخ چلچله ها را تو بگو. قصه ابر هوا را تو بخوان. تو بمان با من، تنها تو بمان. در دل ساغر هستي تو بجوش. من همين يک نفس از جرعه جانم باقيست؛ آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش. ادامه مطلب

برچسب: يا علي عليتني,يا علي عاصي الحلاني,یا علی عکس, نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 6:39

سلام مامانی می دونم خیلی دیر وقته ولی دلم نیومد این مطلب ننویسم امشب برای اولین بار مامانی بهت گفت بوسم کن و شما هم صورت مامانی را خیلی محکم بوس کردی . خیلی وقته بوس کردن بلدی ولی جز عروسکات هیچ کس بوس نمی کنی یا از راه دور بوس می فرستی آخه متاسفانه شما خیلی خجالتی هستی و به پدرت بردی درسته الان خجالتی نیست ولی بچگی هاش خیلی خجالتی بوده و این خجالتی بودن در کنار ترسو بودنت مشکلت را حادتر کرده به همین خاطر که مامانی دلواپس سال های آینده از جمله مدرسه رفتنته با این که گوشه ی قلبم کمی نگرانم ولی یه حسی درونم می گه که همه چیز درست میشه ، گذر زمان همه چیز را درست می کنه این شب ها خیلی دعا کردم یعنی خدا صدام شنیده خیلی متوسل شدم دیگه امیدی جز خودش ندارم . از خونه برات بگم با وجود دخالت های فراوان و اعصابی که از مامانی خرد میشه ولی از تصمیمم بر نمی گردم حالا که به خودشون اجازه می دن این طور تو زندگیمون دخالت کنند اونم نه به خاطر صلاح خودمون بلکه به خاطر راحتی کس دیگه و این که اون اذیت نشه و اذیت شدن ما براشون مهم نیست منم کوتاه نمیام حتی اگه ضرر کنم باید کارم انجام بدم دیگه خسته شدم چون ازتادامه مطلب

برچسب: اولین بوسه,اولین بوسه از لب,اولین بوسه عاشقانه, نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 6:39

بخواب ای نو گل پژمان و پرپر بخواب ای غنچه افسرده اصغر بخواب آسوده اندر دامن خاک ندیده دامن پر مهر مادر بخواب و خواب راحت کن شب و روز که خاموش ایت صحرا بار دیگر نمی آید صدای تیر و شمشیر نه دیگر نعره الله اکبر همه افتاده در خوابند خاموش توئی صحرا و چندین نعش بی سر نترس ای کودک ششماهه من که اینجا خفته هم قاسم هم اکبر مگر باز از عطش میسوزی ای گل؟ که از خون گلو لب میکنی تر که با تیر سه شعبه کرده صیدت؟ بسوزد جان آن صیاد کافر خدایا بشکند آن دست گلچین که کرد این غنچه را نشکفته پرپر ادامه مطلب

برچسب: سوز دل عاشقان شررها دارد,سوز دل,سوز دل عاشق, نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 6:39

صفحه بندی