اولین بوس پسرم
-
تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 17:39
سلام مامانی می دونم خیلی دیر وقته ولی دلم نیومد این مطلب ننویسم امشب برای اولین بار مامانی بهت گفت بوسم کن و شما هم صورت مامانی را خیلی محکم بوس کردی . خیلی وقته بوس کردن بلدی ولی جز عروسکات هیچ کس بوس نمی کنی یا از راه دور بوس می فرستی آخه م
امیر یل مامان
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 9:01
هر زمان افطار خود با آب که وا می کنم دیده هایم را فقط از اشک دریا می کنم علت بیچاره گی ام را خودم فهمیده ام کم سحرها با خدای خویش نجوا می کنم آن قدر بیچاره هستم می نشینم روز و شب در گناه افتادن خود را تماشا می کنم جای این که مایۀ آرامش آقا شوم با معاصی خون به قلب زار آقا می کنم هی گناه و توبه و هی
یا علی (ع)
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 6:39
اي سرپا همه خوبي!تک و تنها به تو مي انديشم.همه وقت، همه جا،من به هر حال که باشم به تو مي انديشم.تو بدان اين را، تنها تو بدان.تو بيا؛تو بمان با من، تنها تو بمان.جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب.من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند.اينک اين من که به پاي تو در افتادم باز؛ ريسماني کن از آن موي دراز؛ تو ب...
اولین بوس پسرم
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 6:39
سلام مامانی می دونم خیلی دیر وقته ولی دلم نیومد این مطلب ننویسم امشب برای اولین بار مامانی بهت گفت بوسم کن و شما هم صورت مامانی را خیلی محکم بوس کردی . خیلی وقته بوس کردن بلدی ولی جز عروسکات هیچ کس بوس نمی کنی یا از راه دور بوس می فرستی آخه متاسفانه شما خیلی خجالتی هستی و به پدرت بردی درسته الان خجا...
سوز دل
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 6:39
بخواب ای نو گل پژمان و پرپر بخواب ای غنچه افسرده اصغر بخواب آسوده اندر دامن خاک ندیده دامن پر مهر مادر بخواب و خواب راحت کن شب و روز که خاموش ایت صحرا بار دیگر نمی آید صدای تیر و شمشیر نه دیگر نعره الله اکبر همه افتاده در خوابند خاموش توئی صحرا و چندین نعش بی سر نترس ای کودک ششماهه من که اینجا خفته ...